در حال بارگذاری ...
۰۱ تیر

ترامپ، آمازون، دیجی کالا و چالش تسخیر انتخابی در پلتفرم‌ها

رده‌ی اول: ترامپ و آمازون

ترامپ حتی قبل از رئیس جمهور شدن هم موضع خود را به صورت صریح درباره شرکت آمازون اعلام کرده بود. او معتقد بود و هست که آمازون در دو جبهه‌ی مختلف به اقتصاد آمریکا لطمه می‌زند: یکی استفاده از همه‌ی ظرفیت‌های قانونی برای فرار مالیاتی و دیگری با توسعه‌ی انحصار در صنعت خرده فروشی و تضعیف خرده فروش‌های دیگر.

البته ترامپ نمی‌گوید آمازون را تعطیل کنید. چون بی‌تردید برایند حضور آمازون برای اقتصاد آمریکا و تولید ناخالص داخلی آن مثبت بوده و این یکی از مهم‌ترین شاخص‌های نقش مثبت اقتصادی یک عضو جدید در اکوسیستم اقتصاد است.

اما حرف این است که آیا تمام ظرفیتی که آمازون در اختیار گرفته به شکلی قانونی – و مهم‌تر از آن: اخلاقی – به دست آمده است؟

پرده دوم: خوشحالی آرام و بی‌صدا

مستقل از این‌که موضع ما نسبت به ترامپ چه باشد، به نظر می‌رسد که بسیاری از بازیگران اقتصاد آمریکا از فشاری که به آمازون و جف بزوس آمده چندان ناراحت نیستند. البته کمتر می‌شنویم و می‌خوانیم که مستقیماً از حرف ترامپ حمایت کنند؛ اما سکوت‌ فعلی بسیاری از تأمین‌کنندگان آمازون هم بی‌معنی نیست.

قبلاً به صورت پراکنده بارها و بارها دیده‌ایم که عرضه‌کنندگان، از فشارهای آمازون ابراز نارضایتی می‌کنند. به طور خاص در صنعت نشر، ناشران بسیاری معتقدند که آمازون از ابزارهای غیراخلاقی استفاده می‌کند.

آمازون از یک سو به فروش ناشران کمک می‌کند و از سوی دیگر هر جا بتواند در فضای رقابتی آن‌ها را تحت فشار می‌گذارد. به همین علت، ناشران نه می‌توانند از کار با آمازون راضی باشند و نه ناراضی.

صرفاً در سکوت نسبی به همکاری خود با آمازون ادامه می‌دهند و البته در گوشه و کنار صدای اعتراض‌های موردی آن‌ها را می‌شنویم.

نمونه رفتارهای غیراخلاقی آمازون زیاد است و می‌توانید با جستجوی کلمات Amazon و Anticompetitive در گوگل، اطلاعات بسیاری در این زمینه گردآوری کنید.

پرده سوم: تسخیر انتخابی – یکی از ابزارهای پلتفرم‌ها

من در اینجا به طور خاص به یکی از تکنیک‌های آمازون توجه دارم که اسمش را تسخیر انتخابی می‌گذارم (فکر می‌کنم بشود آن را در انگلیسی به Selective capture ترجمه کرد).

آمازون یک پلتفرم برای عرضه‌کنندگان محصول و خدمات در بخش گسترده‌ای از جهان است. اما خود نیز یکی از همین عرضه‌کنندگان به حساب می‌رود. در واقع می‌توان آمازون را یک اَبَرخرده فروش دانست که به خرده فروش‌های دیگر هم اجازه می‌دهد از بسترش برای فروش استفاده کنند.

اما نکته‌ی جالب این‌جاست که هرگاه می‌بیند محصولی فروش بسیار بالایی دارد، خود نیز به عرضه‌ی آن‌ می‌پردازد و طبیعتاً به خاطر صرفه جویی به مقیاس و مزیت ناشی از مالکیت و مدیریت پلتفرم، می‌تواند سود بسیار خوبی به دست بیاورد.

در نگاه اول به نظر می‌رسد که این مسئله را نباید چندان جدی گرفت. به هر حال، تکنولوژی‌ها و پلتفرم‌های جدید جایگزین تکنولوژی‌ها و پلتفرم‌های قدیمی می‌شوند و این واقعیت انکارناپذیر صنعت و کسب و کار است.

اما در این‌جا مسئله این است که آمازون، نمی‌خواهد جایگزین یک پلتفرم شود. بلکه قسمت سود ده آن‌ را در اختیار می‌گیرد.

اگر از استعاره مفهومی مورد استفاده توسط دکتر فاضلی (گاو و سینه‌ی آن) استفاده کنم
می‌توان گفت که آمازون سینه‌ی گاو را در اختیار می‌گیرد. او گاو را نمی‌خواهد و گاوداری تأسیس نمی‌کند. بنابراین برای این‌که سینه پرشیر باشد، باید عده‌ی دیگری دردسر غذا دادن به گاو و تمیز کردن فضولات و بهداشت آن را بر عهده بگیرند.

💡 به همین علت، اسم این کار را نمی‌توان تسخیر بازار گذاشت. بلکه ما با تسخیر انتخابی مواجه هستیم.

 

 

محمدرضا شعبانعلی

 

دیدگاه (3)
تست
مهر ۲۲, ۱۳۹۶

متن تست

پاسخ دادن
مدیر سایت
مهر ۲۳, ۱۳۹۶

خوب

پاسخ دادن
az
مهر ۲۳, ۱۳۹۶

عالی

پاسخ دادن

ارسال دیدگاه